خرید بک لینک

 بخش اول:

اگر دلیل مطهریت آب باران صحیحه ی هشام بن سالم باشد، کیفیت رابطه این دلیل با روایات مثبته ی عصر و تعدد به شرح ذیل می باشد:

اگر مدرک مطهریت صحیحه هشام بن سالم باشد که با توجه به ذیل که حضرت فرمودند لا باس به ما اصابه من الماء اکثر منه، معیاری بدست می آید که طبق این معیار قاهریت و اکثریت ملاک حکم بوده و این بخاطر غلبه ای که ملازم با قاهریت و اکثریت است. البته باید توجه کرد که این صرفا ملاک نیست چرا که این در آب قلیل هم و لو مورد باشد هم می تواند صادق باشد در حالیکه احدی این را قبول ندارد. لذا باید شکل واردیت در برخورد آب را لحاظ نمود.

مصداق قدر متیقن این استدلال همین ماء مطر است که مورد سئوال روایت می باشد. البته باید لحاظ نمود که این بیان وقتی تمام است که آبی از تقید قیود دیگر باشد. نوع تعلیل بگونه ای نیست که خصوصیت ماء المطر لحاظ شده باشد چرا که اکثریت و قاهریت در هر آبی دیگر قابل تحقق است. لذا چطور میاه دیگر مقید شدن به خصوصیات دیگر.

در این مورد هم این بیان و روایت قابلیت تقید را دارد. البته در بین قیود طبعا قید عصر و یا تعفیر معنی ندارد چرا که مورد سئوال در مورد سطح بوده و عصر و تعفیر متصور نیست در این موارد. و همینطور فرک و دلک. چرا که فرک و دلک وقتی متصور است که خود سطح مورد تطهیر باشد و در این جا که آب جریان داشته و باران نفوذ در سقف کرده و طبیعتا نجاستی نمانده که لازم باشد به فرک و دلک.

در هر صورت این صحیحه در بعض فروض مثل عصر و تعفیر و یا فرک و دلک معنا ندارد.

این بیان که در آن قاهریت و اکثریت و احتمالا واردیت میزان قرار گرفته است، اباء از تقید به تقیدات که در روایات دیگر اخذ شده از قبیل تعدد و عصر و تعفیر و دلک و فرک ندارد. چرا که اولا این سطح نسبت به بعضی قیود مثل عصر و تعفیر و یا دلک و فرک بلا موضوع است. چرا که غرض تطهیر خود سطح نیست.

عادتا وقتیکه آب به حدی برسد که وکوف پبدا کند این نکته روشن می شود که یا مدت باران طولانی بوده و شدت و قوت آن زیاد بوده است. با توجه به این نکته بطور متعارف حکم به بقای طهارت می شود.

تنها چیزی که در مورد روایت اینست که آب باران به حد وکوف نرسید و ما عادتا علم به زوال نجاست پیدا نکردیم نوبت استصحاب نجاست است و روایت نسبت به این مورد بیان ندارد. (چرا که این مورد با فرض شک بوده و خارج از فرض روایت است.)

بطور کلی در روایت با توجه به خصوصیت مورد و موقعیت موضوع نمی توان درباره نقش تقیدات و کنار گذاشتن آن ها با توجه به اطلاق (مقامی) حکمی کرد. نمی توان نشان داد روایت اطلاق دارد یا خیر چرا که تقیدات موضوع ندارند در اینجا.

تنها از بین تقیدات می توان از تعدد سخن به میان آورد که تعدد هم فی نفسه درباره آب باران صادق و حاصل است. لذا در جاهایی که صدق تعدد غسل به تخلل است مثل آب قلیل در ماء مطر تعدد حاصل است چرا که آب کثیر بوده و تعدد صدق می کند و لذا طهارت در فرض شرطیت تعدد با تعدد حاصل شده.

خلاصه که روایت هشام بن سالم اقتضای تقید را داشته لکن نمی دانیم که حتما مقید شده چرا که نسبت به این تقید بلاموضوع است و تعدد هم که خودبخود حاصل است.

برچسب: آب باران,تعدد,عصر,تعفیر,دلک,فرک, نویسنده: تیموری تاريخ: دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 4:57

صفحه بندی